لسان الملك سپهر

362

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

قسمتهما ثنتين و قسمت الثنتين ثنتين فصارت اربعة محمّد و علىّ و الحسن و الحسين عليهم السّلام ، يعنى : اى محمد به درستى كه من خلق كردم ترا و على را نورى يعنى روح بلابدنى قبل از آنكه خلق كنم آسمان‌هاى خود را و زمين خود را و عرش خود را و بحر خود را پس هميشه بود كه تهليل مىكرد مرا و تمجيد مىكرد مرا ، پس جمع كردم روح شما را و گردانيدم شما را يكى ، پس بود كه تمجيد مىكرد مرا ، و تقديس مىكرد مرا و تهليل مىكرد مرا ، پس قسمت كردم آن روح را دو قسمت و قسمت كردم هر يك از آن دو قسمت را دو قسمت ، پس گرديد چهار قسمت . محمّد و على و حسن و حسين . و ديگر مثرم بود كه خبر ولادت على عليه السّلام را بگفت ، همانا مثرم بن رعيب بن شقيام يكى از رهبانان بود كه صد و نود ( 190 ) سال روزگار به عبادت خداى برد و همى از خداى خواست كه وصى پيغمبر آخر زمان را ديدار كند و دير او در جبل لكّام « 1 » بود و آن كوه مشرف است بر انطاكيه و تا اراضى شام و حلب گذرد . وقتى چنان افتاد كه ابو طالب را بر دير او عبور رفت ، مثرم چون او را ديد برخاست و سر او را بوسه زد و نزديك خود جاى داد و گفت كيستى و از كجائى ؟ فرمود : مردى از تهامه‌ام . گفت : از كدام تهامه و چه طايفه ؟ فرمود : از مكه‌ام و از خاندان عبد مناف و از جملهء بنى هاشم باشم . مثرم چون اين شنيد برجست و ديگرباره سر او را بوسه زد و گفت : الحمد للّه الّذى اعطانى مسئلتى و لم يمشى حتّى ارانى وليّه . يعنى : شكر خداوند را كه حاجت مرا روا ساخت و نميراند مرا تا بنمود ولى خود را ، پس فرمود : بشارت باد ترا اى ابو طالب كه خداى الهام كرد مرا كه در آن بشارت توست : ابو طالب گفت : كدام بشارت باشد ؟ قال : ولد يخرج من صلبك هو ولىّ اللّه تبارك اسمه و تعالى ذكره و هو امام المتّقين و وصىّ رسول ربّ العالمين . يعنى : فرزندى از صلب تو باديد مىآيد كه او ولىّ خداست و او پيشواى پرهيزكاران و وصىّ رسول پروردگار است ، و چون او را بينى بگو مثرم ترا سلام مىرساند : و هو يشهد أن لا إله الّا اللّه وحده لا شريك له و أنّ محمّدا عبده و رسوله و أنّك وصيّه حقا بمحمّد تتمّ النّبوّة و بك تتمّ الوصيّة .

--> ( 1 ) . رشته كوهى ميان حلب در سوريه و ادنه در تركيه كه به تركى خنزير داغ گويند و امتداد آن در جنوب به كوه لبنان معروف است .